برخي وقتها خيلي ها مي گن بابا ازدواج اينقدر که فکر مي کني سخت نسيت اما واقعا يکي از اصلي ترين مقاطع زندگيه که هر گونه احمال در آن شايد غير قابل جبران باشه. خيلي از دوستانم تا کنون ازداواج کرده اند اما کمتر کسي تونسته من را در اين زمينه راهنمايي کنه.

مال دنيا وفا نداره

البته در خصوص مباحث مالي من اعتقاد دارم که با ازدواج روزي هم مي آيد اما کسي پيدا مي شه که ماديات براش اهميت نداشته باشه.لپ کلام آيا زني راضي ميشه من همه داراييم را به يکي از دوستانم ببخشم يا اگه هم ميگه درحد شعاره و در موقع عمل تنها بهانه هاي مختلف مي ياره. من تا جايي که يادم مي ياد کارکردن و استفاده از دسترنج خود را از چهارم دبستان يعني ۱۰ سالگي شروع کردم ولي درحال حاضر پس انداز قابل توجهي ندارم،بخشي ازاين حرف به خوب خرج کردن من بر مي گردد چون اعتقاد دارم تا آدم داره زندگي مي کنه بايد از شرايط استفاده کنه و اندوختن همه درآمد به اميد فردايي که شايد درآن نباشيم درست نيست البته نمي گويم آدم ولخرجي هستم اما تا کنون از درآمدم بيشتر در جهت کمک به دوستان (من باب ريا) وهزينه هاي ديگر استفاده کردم والان هم از عملکرد خود راضي هستم.

چگونگي آشنايي

يکي از مهمترين مسائلي که فکر من را به خودش مشغول مي کنه نوع آشنايي است. اولا که من اهل دوستي هاي خياباني نيستم واين شيوه را خيلي مناسب نمي بينم از طرف ديگر خواستگاري هاي سنتي هم انتخاب آدم را محدود مي کنه منظورم اينه که بعد از چند بار خواستگاري به همراه پدر ومادر به هر حال يا خود آدم يا پدر و مادر خسته مي شوند و همه مي گويند بابا خيلي سخت پسندي.. شما چه راهي را پيشنهاد مي کنيد...؟

عاشقي

اي که ازکوچه معشوقه ما مي گذري/ بر حذر باش که سر مي شکند ديوارش

نمي دانم چرا ولي دوست دارم اگر روزي بخواهم ازدواج کنم حتما عاشق شده باشم. البته از دردسرهاي آن هم اطلاع کافي دارم ولي فکر ميکنم آدم چيزي را که سخت به دست مي ياره قدرش را بهتر مي دونه،تا حالا دورغ نگم شايد حدود ۱۰ پيشنهاد جدي ازدواج داشتم ولي هيچ وقت دست ودلم سمتش نمي ره يکي از بچه ها مي گفت تو که اگه از کنارخواهرت توخيابان ردشي نمي شناسيش واصلا به جنس مخالف اعتنايي نداري چه جوري مي خواي عاشق شي و رو يکي گير کني...؟

سخن آخر

نمي دانم شايد تابان سختي در مورد ازدواج در انتظارم باشه چون علي رغم ميلم سر اين قضيه دل چند نفري را شکندوم و احتمالا مجبور شم دل يکي ديگر را هم بشکونم اما چه کنم که اصلا احساس مي کنم با ازدواج يه جوري پابند اين دنيا مي شم(حاج آقا شما با اين حالتون) اما جدي مي گم نمي دانم نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد،نمي دانم گوزه از خاک اندامم چه خواهد ساخت.......

به قول احمد خدابيامرز که هميشه مي گفت: روزي از حال دام مي شوي آگه صياد که به کنج قفسم نيست به جز مشت پري..............شادي روحش صلوات