سپاه علاوه بر تخصص در جنگ های نامنظم همچنان استاد برگزاری مراسم بدون برنامه است

وقتی بلیط نمایش شب های آفتابی به دستم رسید حدس می زدم که دیدن این نمایش مانند دیگر فعالیت های سپاه با مشقات و مشکلات فراوانی روبه رو باشه اما به ذهنم هم خطور نمی کرد عمق فاجعه تا این اندازه باشه.
اول اینکه روی بلیط مبلغ ۲۰ هزار تومان به عنوان بهای دیدن نمایش درج شده بود! گفتم خوب شاید این دفعه سالن نمایش به اندازه ظرفیت پذیرای بازدیدکنندگان باشه آخه بلیط ها بر اساس روز توزیع شده بود. جالب اینکه روی بلیط نوشته بود بازدیدکنندگان از اذان مغرب می توانند در محل حضور پیدا کنند اما ساعت شروع نمایش درج نشده بود! براساس تجربه دو ساعت بعد از اذان به محل نمایش رفتم و با مشکل نبود جای پارک مواجه شدم بالاخره ماشین را یه جا پارک کردم و به سمت محل نمایش راه افتادم البته برخی عزیزان که خونشان رنگینتر بود مسافت را با ماشین شخصی طی کردند.
الحق که فضای زیبایی تدارک دیده و زحمت بسیار متحمل شده بودند. پس از گذر از محلی که مانند خاکریز های زمان جنگ ساخته شده بود به یک سوله نزدیک شدم. صدای هم همه عجیبی به گوش می رسید. وقتی نزدیک شدم دیدم به به بازار حول دادن گرم است جمعیت در حال حول دادن مشغول جر و بحث برای ورود به سالن است. خدا را شکر در آخرین صف جا شدم. نمایش شروع شد و ناگهان فشاری از عقب (كما فشار قبر)بر من وارد شد و من برای اینکه روی جانبازی که در ویلچر نشسته بود نیفتم به زحمت دست خودم را به ستون کناری اهرم کردم. هم همه و حول آنقدر شدید بود که کارگردان مجبور به قطع نمایش شد و نمایش برای ۵ دقیقه تعطیل شد. این موضوع چندبار تکرار شد اما به هر حال کارگردان دید مشکل از برگزارکننده است الان فقط داره یاسین می خونه.
موقعی که به سمت سالن حرکت می کردیم حضور خردسالان و نوزادان تعجب من را برانگیخته بود چون که می دانستم قرار است رزمایش نمادین با انفجار فوگاز و تیراندازی برگزار شود و این صداها برای آدمهای بالغ نیز غافلگیر کننده است چه برسد به نوزدان و خردسالان. یکی از دوستان می گفت به یکی از افرادی که نوزاد به همراه داشت توصیه کردم به محل نمایش نیاد اما گویی این فرد به همراه خانواده های دیگر با دو اتوبوس از قم آمده و اعتنایی به توصیه من نکرد اما پس از انفجار اول سراسيمه به بیرون دوید و گفت از مضمون نمایش چیزی به ما نگفته بودند واین امر با اعتراض دیگران نیز مواجه شد.
به هنگام برگشت علاوه بر ترافیک آدم ترافیک ماشین نیز دچار بازدیدکنندگان شد و برخی از افراد تا یک ساعت جلوی درب ورودی گیر کردند. خوشبختانه طبق معمول سپاه با راهنمایی و رانندگی هم هماهنگ نکرده بود که افسرها گره ای از ترافیک بازکنند.
اما نکته جالب این بود که تعدای زیادی از بازدیدکنندگان در هنگام مراجعه به پارکینگ با سرقت از خودروی خود مواجه شدند این دزدی ها از باطری ماشین شروع و تا خالی کردن صندوق عقب و بردن رایانه قابل حمل ختم مي شد.
به هر حال از ارگانی که می خواهد از ارزش های انقلاب دفاع کند انتظار می رود بتواند یک نمایش بدین زیبایی را درست برگزار کند. در آخر باید از بازیگران و کارگردان این نمایش زیبا تشکر کنم.
گاهی اوقات دوست دارم با ابراز عقاید مختلف خود نظر دیگران را درباره این دیدگاه ها بدانم از این رو سعی دارم تا با وبلاگ نویسی علاوه بر اطلاع رسانی از عنایت دوستان نیز برخوردار شوم .